گل

تولد حضرت مسيح نزديك بود.
گفتند:  «همسايه ها با اين رفت و آمد هاي ما خيلي اذيت شدند، از طرف من برايشان هديه بگيريد، بفرستيد و به خاطر شلوغي  ها معذرت بخواهيد.»
بچه ها چند جعبه شكلات و شيريني گرفتند و آوردند.
پرسيدند: «هدايا چيست؟ نشان شان داديم.»
گفتند: «گل هم كنارشان بگذاريد. خارجي ها گل خيلي دوست دارند.»
همان شب كريسمس هدايا را به همسايه ها داديم.
فرداي آن روز خيابان پر از خبرنگار و اهالي محل بود.

به نقل از مرضيه حديده چي (دباغ)



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن 1394
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران