راه های رسیدن به آرامش بدون دارو

«سرِخود داروی آرام بخش مصرف می کنه! من واقعا نگرانشم» آیا شما هم نگران این گروه از اشخاص هستید؟ حتما در میان بستگان و دوستان شما هم اشخاصی هستند که به جای به کار بردن روش های بدون دارو برای رسیدن به آرامش، از داروهای آرامش بخش بدون تجویز پزشک استفاده می کنند.

راه های رسیدن به آرامش بدون دارو

جالب است بدانید که این وضعیت تنها در کشور ما و مختص به هم میهنان ما نیست. حتی در آمریکا هم براساس آمار موسسه ملی سوءاستفاده از دارو در سال 2010 تقریبا 16 میلیون آمریکایی به دلایل غیرپزشکی دارو مصرف کرده اند که یکی از داروهایی که این اشخاص استفاده کرده اند، داروهای بنزودیازپینی Bezodiazepines بوده که برای رسیدن به آرامش مصرف شده است.

این درحالی است که راه های بهتری برای رسیدن به آرامش بدون استفاده از دارو وجود دارد که کیفیت زندگی را بهبود می بخشد، علائم استرس را کاهش می دهد و کمک می کند تا با مشکل های عاطفی یا سلامت مقابله کنیم.

به کار بردن تکنیک های آرامش بهتر از استفاده از دارو است؛ چرا که تکنیک های آرامش، استرس را در بدنتان کاهش می دهند؛ چون این تکنیک ها:

  • ضربان قلب و تنفس شما را آرام می کنند.
  • جریان خون را به عضلات شما بهبود می بخشند.
  • تنش را کاهش می دهند.
  • احساس های منفی مانند عصبانیت یا گیجی را کاهش می دهند.
  • تمرکز را افزایش می دهند.
  • حواس شما را از مشکل ها پرت می کنند.

چند تکنیک ساده

برای این که با تکنیک های آرامش آشنا شوید، مطالب ذیل را مطالعه کنید:

آرامش اتوژنیک یا تصویرسازی ذهنی این تکنیک از تصاویر بصری و آگاهی بدنی استفاده می کند. در این روش شما تصور می کنید در محیطی آرام مانند یک باغ هستید و لغت ها و جمله های آرامش بخش را با خود مداوم تکرار می کنید. به این ترتیب ضربان قلب و تنفس شما آرام می شود. یا می توانید تصور کنید که در کنار ساحل قدم می زنید و آفتاب به پوست شما می تابد. حتی می توانید صدای امواج و شن هایی را که به پاهایتان می چسبد، حس کنید.

آرامش جلورونده

این تکنیک روی عضله ها تمرکز دارد و شامل دو مرحله می شود. ابتدا در سطحی هموار دراز بکشید. ماهیچه ها را به مدت 5 ثانیه فشرده کنید. سپس به مدت حداقل 30 ثانیه آن ها را رها کنید. این کار را برای تمام عضلات بدن از سر تا نوک انگشتان پا اتخاذ کنید.

تنفس عمیق

روی یک صندلی راحت بنشینید و چشم هایتان را ببندید، نفس عمیق بکشید. سپس عمل بازدم را انجام دهید و این عمل را چند بار تکرار کنید.

ورزش

حتما ورزش کنید. حتی یک پیاده روی ساده به مدت 30 تا 45 دقیقه هم می تواند باعث آرامش شما شود.

منبع: برترین ها


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394
امیر پوردستان: شهید همدانی حماسه‌های ماندگاری از خود بر جای گذاشت
1443358472350_HEMMAT KHAHI-6.jpg

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران گفت: سردار همدانی یکی از افتخارات جنگ و دفاع مقدس بود که حماسه‌های ماندگاری از خود برجای گذاشت.

 

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان در صبحگاه ستاد نیروی زمینی اظهار کرد: مصیبت جانکاه شهادت سردار حسین همدانی یکی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به فرماندهی معظم کل قوا، خانواده‌های نیروهای مسلح و ملت شریف ایران تسلیت می‌گویم.

 

وی در خصوص شخصیت این شهید افزود: سردار همدانی یکی از افتخارات جنگ و دفاع مقدس است که سپاه همدان با تلاش و ممارست او تاسیس شد. او از همان اوایل انقلاب در اولین درگیری‌هایی که در کردستان به‌وجود آمد حضوری فعال و گسترده داشت و با شروع جنگ تحمیلی در مناطق عملیاتی حاضر شد و حماسه‌های ماندگاری را در کنار دیگر رزمندگان برجای گذاشت.

 

فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه به نقش بی‌بدیل سردار همدانی در عراق و سوریه اشاره کرد و گفت: این شهید بزرگوار پس از انجام مأموریت‌های مستشاری در عرصه مقابله نیروهای مقاومت با تکفیری‌ها، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

پوردستان در بخش دیگری از سخنانش به مذاکرات اخیر آمریکا با ایران پرداخت و افزود: آمریکایی‌ها از روی استیصال پای میز مذاکره نشستند و نباید تصور کنیم که از روی قدرت‌شان حاضر به انجام مذاکره شدند چرا که وضعیت کنونی و ناامنی‌های داخلی آمریکا نشان می‌دهد که این کشور دوره بسیار اسفناکی را سپری می‌کند و اگر روزی شاهد فروپاشی آمریکا بودیم جای هیچ تعجبی نیست.

 

وی ادامه داد: تهدید جدید آمریکا علیه ایران «آینده‌سازی» است و می‌خواهند روی آینده تمرکز کنند زیرا از نسلی که در عصر حاضر در کشور حضور دارند ناامید و مایوس شده‌اند و می‌دانند که دیگر این نسل فریب آنها را نخواهند خورد بنابراین جوانان و نوجوانان ما را مورد هدف قرار داده‌اند تا از طریق ایجاد شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و ماهواره‌ای موجب از بین بردن اعتقادات و اعتماد به نفس جوانان ما شوند.

 

فرمانده نزاجا در پایان تصریح کرد: ما به‌ عنوان سربازان نیروهای مسلح با آمادگی رزمی بالا همچون دوران دفاع مقدس باید آماده هر نوع تهدیدی باشیم و من مراتب آمادگی نیروی زمینی ارتش را به فرمانده محترم کل ارتش و فرماندهی معظم کل قوا اعلام کرده‌ام و ابراز داشتم کارکنان نزاجا در هر نقطه‌ای که نیاز باشد برای دفاع از کشور آماده جانفشانی و ایثار هستند.

 

انتهای پیام


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394
ایرونی جماعت
 



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394
تصویر
 

پفک خوراندن به بز/اطراف تهران




|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394
روش تغییر رمز وای فای در مودم‌ها

تغییر رمز مودم وای فای در هر مدلی متفاوت است و فقط کافی است مراحل آن را در یکی مودمی یاد بگیرید و بعد از آن می‌توانید رمز هر نوع مودمی و از هر برندی را به راحتی تغییر دهید.

●
ابتدا مرورگر اینترنتی را باز کنید و آدرس 192.168.1.1 را تایپ کنید.
● سپس نام کاربری و رمز عبور مودم‌تان را وارد کنید، که معمولا admin می‌باشد. با وارد کردن نام کاربری و رمز عبور وارد صفحه تنظیمات می‌شوید. تا به اینجای کار همه مودم‌ها مثل هم هستند اما برای ورود به قسمت تنظیمات وای فای ۲ تا راه وجود داره که در مودم‌های مختلف یکی از دو روش اعمال شده است:


۱- در صفحه اصلی تنظیمات مودم گزینه‌ای وجود داره با عنوان Network که وقتی روی آن کلیک کنید یک صفحه دیگری باز می‌شود که چند گزینه دارد. دنبال گزینه‌ای با عنوان Wireless یا WiFi و یا WLAN را پیدا کنید تا وارد صفحه تنظیمات WiFi شوید.  در بخش تنظیمات Wi Fi به قسمت Security برید و از آنجا گزینه Password یا Preshared Key یا Passphrase را پیدا کنید و به دلخواه تغییر دهید.


۲- در صفحه اصلی تنظیمات گزینه‌ای با عنوان Wireless یا WiFi و یا WLAN وجود دارد. هر کدام از این گزینه‌ها را انتخاب کنید و در بخش تنظیمات Wi Fi به قسمت Security برید و از آنجا گزینه Password یا Preshared Key  یا Passphrase رو پیدا کنید و به دلخواه رمزعبور را تغییر دهید.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
دست نوشته یک شهید برای سردار همدانی
سردارحسین همدانی از همرزمان نزدیک سردار شهید حاج محمود شهبازی در دوران دفاع مقدس بود.

سردار شهید حاج حسین همدانی یکی از بنیانگذاران سپاه منطقه غرب خصوصا استان "همدان" و "کردستان" بوده و از فرماندهان جنگ تحمیلی و از یادگاران دوران دفاع مقدس و از همرزمان نزدیک سردار شهید حاج محمود شهبازی به حساب می‌آید.

تصویری از رونوشت دستخط سردار شهبازی بر کتاب پرواز در ملکوت اهدایی به حسین همدانی در فضای مجازی منتشر شد.

کتاب و دست نوشته هدیه یک شهید به سردار همدانی+ عکس

کتاب و دست نوشته هدیه یک شهید به سردار همدانی+ عکس

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
اثرات ماهواره بر خانواده و جامعه/ کاریکاتور

 

به خودمون و فرزندانمون رحم کنیم!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
روسیه وارد سوریه می شود/کاریکاتور

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
اعترافات زیبا

 

  اعترافات زیبا...

 

اعترافات زیبا!


>بهنام:
>اعتراف می کنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش می کردم تا کارتون تموم نشه و بعد می آمدم گریه می کردم به مادرم می گفتم کار تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!
>
>شمیم:
>اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت: املاها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده... از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!
>
>مهرشاد:
>یک روز ایستاده بودم منتظر تاکسی هی می گفتم میدون ونک! بعد از 2-3 بار دیدم بهم بد نگاه می کنن! دور و برم رو که نگاه کردم فهمیدم ایستاده ام توی میدان ونک می گم ونک!
>
>لادن:
>اعتراف می کنم وقتی بچه بودم کارتون فوتبالیستها رو نشون می داد، من هم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای توی کارتون بودم، می رفتم لباسمو عوض می کردم، یه لباس خشگل و شیک می پوشیدم، تا وقتی توی دوربین نگاه می کنند، منو ببینند و عاشقم بشن!
>
>ستاره:
>اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید، چون موهام بلند بود، بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت، نگاه کردم دیدم اتوی مو خاموشه!
>
>نگار:
کلاس اول دبستان بودم سر درس "ص" وقتی داشتم مشقاشو می نوشتم به ذهنم رسید ما تو زبان عامیانه می گیم "بارون" اما کتابیش می شه "باران"، پس صابون هم لابد صابان هست اصلش! از این نبوغ خودم کیف کردم، همه مشقامو نوشتم صابان! فرداش معلممون به شدت نبوغمو برد زیر سوال!

علی:
اعتراف می کنم بار اول که یه بز از نزدیک دیدم بچه بودم، از ترس بهش سلام کردم بعد فرار کردم.

بتی:
اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد از یک ربع یه پسره جواب داد. من هم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟

شیوا:
اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه! تازه هی چند بار پشت سر هم این کار رو کردم، چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!

نگین:
اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارساله مون رو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چه طوری؟
دیدم بچه تحویلم نگرفت باباهه خندید.
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چه قدر بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای...
گفت اون اسمش پارساست، اسم باباش نویده!

بهزاد:
اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونه تون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیامد تازه شاهکارم برای خانواده معلوم شد!

اعتراف می کنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیـــــــر جووون... بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی می خوامـــت... گفتم منم همین طور... گفت پیش ما نمیای؟ گفتم چرا، حتماً... از پشت میزم بلند شدم برم توی اتاقش. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفنی با دوستش حرف می زنه و من از شدت ضایعگی دیوار رو گاز گرفتم...

مونا:
چند روز پیش دختر خالم گوشی موبایلش رو خونه ما جا گذاشته بود... بهش اس ام اس زدم: گوشیتو جا گذاشتی!

چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار می کشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگار رو روی گوشیم خاموش کردم و بدتر از اون این که بلافاصله گوشی رو پرت کردم توی باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم!

بتی:
اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشک هاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم! کلی تلاش می کردم موقع گریه کردن مثل اونا باشم. مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم! ولی باز هم جواب نمی داد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394
چرا خدا زن را آفرید؟

 

 چرا خدا زن را آفرید؟...

Why God Made
Mothers
 

By the time the Lord made mothers, he was into his sixth day of working overtime.
An Angel appeared and said "Why are you spending so much time on this one"?
وقتی خدا مادران را می آفرید در روز ششم تا دیروقت کار می کرد.
فرشته‌ای اومد و پرسید: چرا اینقدر روی این یکی وقت می گذاری؟
و خدا پاسخ داد :
می دونی چه خصوصیاتی در نظر گرفتم تا درستش کنم ؟
 

She has to be completely washable, but not plastic, have 200 movable parts, all replaceable, run on black coffee and leftovers, have a lap that can hold three children at one time , have a kiss that can cure anything from a scraped knee to a broken heart, and do these things only with two hands."
باید قابل شستشو باشه ولی پلاستیکی نباشه. بیش از 200 قسمت قابل حرکت داشته باشه که قابل تعویض باشند. و باید بتونه از همه جور غذا استفاده کنه. .باید بتونه هم زمان سه تا بچه رو در آغوش بگیره . با یه بوسه که از زانوی زخمی تا قلب شکسته رو شفا بده. و همه اینها رو باید فقط با دو تا دست انجام بده.
 

the angel was impressed" just two hands..impossible""
"And that's just on the standard model?" the Angel asked.
"This is too much work for one day. Wait until tomorrow to finish."
فرشته تحت تأثیر قرار گرفته بود .
فقط دو تا دست غیر ممکنه . مطمئنی این یک مدل درست و استاندارده ؟
این همه کار برای امروز زیاده بقیه‌اش رو بگذار برای فردا و تکمیلش کن
 


"But I can't!" The Lord protested, "I am so close to finishing this creation that is so close to my own heart. She already heals herself when she's sick AND she can work 18 hours a day
نمی تونم دیگه آخرای کارمه. چیزی نمونده که موجودی را که محبوب قلبم هست رو کامل کنم.
وقتی بیمار می شه خودش، خودش رو معالجه می کنه و می تونه 18 ساعت در روز کارکنه .


The Angel moved closer and touched the woman, "But you have made her so soft, Lord."
"She is soft," the Lord agreed, "but I have also made her tough. You have no idea what she can endure or accomplish."
فرشته نزدیکتر اومد و زن رو لمس کرد:
این که خیلی لطیفه!!
بله لطیفه. ولی خیلی قوی درستش کردم . نمی تونی تصور کنی چه چیزهایی رو می تونه تحمل کنه و بر چه مشکلاتی پیروز بشه.

"Will she be able to think?", asked the Angel.
The Lord replied, "Not only will she be able to think, she will be able to reason, and negotiate."
The Angel then noticed something and reached out and touched the woman's cheek. "Oops, it looks like you have a leak with this model. I told you that you were trying to put too much into this one."
فرشته پرسید : می تونه فکر کنه ؟
خدا پاسخ داد : نه تنها فکر می کنه می تونه استدلال و بحث و گفتگو کنه .

فرشته گونه زن رو لمس کرد: ”خدا فکر کنم بار مسئولیت زیادی بهش دادی ! سوراخ شده و داره چکه می کنه !”
 


"That's not a leak." The Lord objected. "That's a tear!"
"What's the tear for?" the Angel asked.
The Lord said, "The tear is her way of expressing her joy, her sorrow, her disappointment, her pain, her loneliness, her grief, and her pride."
The Angel was impressed. "You are a genius, Lord. You thought of everything; for mothers are truly amazing!"
خدا اشتباه فرشته رو تصحیح کرد : چکه نمی کنه - این اشکه .
فرشته پرسید :به چه دردی می خوره ؟
اشکها روش او هستند تا غمهاش، تردیدهاش، عشقش ، تنهائیش، رنجش و غرورش را بیان کنه .
فرشته هیجان زده گفت :خداوندا تو نابغه ای فکر تمام چیز های خارق العاده رو برای ساختن مادرها کرده ای ..
but there is only one thing wrong with her
she forgets what she is worth...
فقط یک چیزش خوب نیست.
خودش فراموش می کنه که چقدر با ارزشه .
 
~by Erma Bombeck~
pass this on to your lady friends to remind them how fantastic they are ....pass it on to males you
know .sometimes they need to be reminded ..!!!
این متن رو برای تمام دوستان خانم خودتون بفرستید تا بدونند که چقدر فوق‌العاده هستند
و همینطور برای آقایان که گاهی لازمه بهشون یادآوری بشه. .

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید