آرزو

 

آرزو...

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
خواب دیدن

 خواب دیدن...

 

 

 

 

 

 

 

همه مردم خواب میبینند.... خواب ها گاهی ترسناک و زمانی مبهم و برخی هم کاملا گویا هستند.

در مورد خواب دیدن هیچ نکته روشن علمی نمیتوان گفت .... اما تعبیر شدن بعضی از خواب ها آنچنان وضوح دارد که انسان در علت آنها حیران میماند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
طنز- معنی پشت پرده

طنز- معنی پشت پرده...

 

 

 

متخصص کسی است که موضوع ساده یی را چنان پیچیده کند که باورت شود که پیچیدگی موضوع تقصیر توست! - ویلیام کاسل
اگر تلفن زنگ نزنه، منم!- جیمی بافه(خواننده ی امریکایی)
شاید کره ی زمین جهنم کره یی دیگر باشد!- آلدوس هاکسلی
بارزترین دلیل این که موجودات هوشمند در کهکشان زندگی می کنند این است که هرگز نکوشیده اند با ما تماس بگیرند!- بیل واترسن
نمی توانی همه چیز داشته باشی. کجا جایشان می دهی؟!- استیون رایت

دشمنان خود را دوست داشته باش. دیوانه شان میکند!- لی.دی ایست
به امید آن که دوست دارانمان دوستمان بدارند و آن ها که دوستمان ندارند، خداوند قلبشان راتغییرجهت دهد. اگر نتوانست قلبشان را تغییرجهت دهد، مچ پایشان را تغییرجهت دهد تا آنان را از لنگیدنشان بشناسیم!- دعای ایرلندی
منو به هوس نینداز. راهشو خودم بلدم!- ریتا لی بران
زندانی جنگی کسی است که در کوشش خود برای کشتن تو ناموفق بوده است واز تو می خواهد اورا نکشی!- وینستون چرچیل
عادت داشتم غذاهای طبیعی مصرف کنم تا این که دریافتم خیلی ها به دلایل طبیعی می میرند!- ناشناس

خداوندا! مرااز دانستن چیزهایی که نیاز به دانستن آن ها ندارم حفظ کن. مرا حتا حفظ کن از این که بدانم چیزهایی دانستنی هستند که من نمی دانم. همچنین مرا حفظ کن تا ندانم که تصمیم گرفته ام چیزهایی را ندانم!- داگلاس آدامز

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
به کودک دروغ نگوئید

به کودک دروغ نگوئید...

 

 

وقتی بچه بودم با برادر و خواهرم در حیاط یا اتاقها بازی میکردیم. گاهی که شیطنتی از ما سر میزد میگفتند:حاجی خرناس را صدا میکنیم که ترا بخورد.

برای رفتن به آشپزخانه باید دویا سه تا پله از حیاط پائین میرفتیم تا به کف آن میرسیدیم. بعد از اینکه ما را با آمدن حاجی خرناس می ترساندند برای اثبات حرف خودشان ، ناگهان از پله های آشپزخانه یک سر وحشتناک بیرون میآمد که دنباله آن لباس سیاهی بر تن او بود. البته ما فقط سر و قسمتی از شانه او را میدیدیم. این حاجی خرناس بود. وقتی سرش را بیرون میآورد نعره ای میزد و تهدید میکرد که اگر شیطنت کنیم ما را خواهد خورد.

ما هم از ترس ساکت می شدیم و گوشه این می نشستیم.

در عرض هفته معمولا یک یا دو مرتبه حاجی خرناس خودش را به ما نشان میداد و ما هم ماست ها را کیسه میکردیم.

در همان زمان مرا به کودکستان گذاشتند. در آنجا دو معلم خانم داشتیم که جمعیت حدود بیست نفری بچه ها را اداره میکردند. یکی از آنها بنام خانم نیریبسیار پر جذبه بود و همه از او میترسیدیم. نام معلم دیگرمان خانم فروغی بود که بسیار مهربان بود و همه بچه ها دوستش داشتند.

در کودکستان گاهی شعر می خواندیم و گاهی نمایش بازی می کردیم و خلاصه سرمان را گرم می کردند.

من بچه بسیار زیبائی بودم ، بطوریکه هر جا میرفتم نظر همه را جلب مینمودم. این دو معلم هم شاید به همین علت مرا خیلی دوست داشتند.

یکی از چیز هائی که در کودکستان بما گفتند این بود که : اگر گناهی بکنیم و یا کار بدی انجام دهیم، پای چشم هایمان نوشته میشود و معلمین میفهمند که ما این کار بد را کرده ایم.

در این مواقع معمولا خانم نیری ما را با تندی و عتاب مورد سرزنش قرار میداد و معلم دیگرمان نیز با مهربانی واسطه میشد و میگفت :‌دیگه تکرار نمیکند.... بچه خوبی است .

من در منزل شیطنتی نمی کردم و اگر هم کاری انجام میدادم که مورد پسند بزرگتر ها نبود میگفتند : پای چشمت نوشته شد. فردا خانم نیری می فهمد.

منهم که می ترسیدم التماس و گریه میکردم که ترا به خدا پاکش کنید ... دیگه این کار را نمی کنم.

در این حالت مادرم یا خواهرم انگشت شست خود را بعنوان پاک کردن پای چشم هایم میکشیدند و میگفتند : پاک شد.

منهم باور می کردم و به کار خود مشغول میشدم.

خواهری داشتم که به دبیرستان میرفت و سر راهش مرا به کودکستان میرساند.

در منزل ما یک قاب بزرگ بود که عکس پدرم را در آن قرار داده بودند. یکروز شیشه این قاب شکست و معلوم نبود کی آنرا شکسته است.

وقتی من به کودکستان رفتم، خانم نیری و فروغی مرا صدا کردند و به یک اطاق کوچک بردند.

خانم نیری با قیافه غضب آلوده ای گفت: چرا شیشه قاب عکس پدرت را شکستی؟ پای چشمت نوشته شده که کار تست.

و بعد تهدید کرد که اینطور و آنطور مجازت می شوی.

من نه از ترس ، ... بلکه چون شکستن شیشه کار من نبود ، از شدت ناراحتی ناشی از این تهمت اشک به چشمانم آمد.

در درون من چیزی خرد شد و قلبم شکست. با اطمینان از این که من این کار را نکرده ام بغضی شدید گلویم را فشرد و نمی گذاشت حرفی بزنم.

خانم فروغی تا اشک مرا دید مرا بغل کرد و گفت: آخی ... دیگه نمی کند.... این بچه خوبیست.... دیگه نمی کند. این حرکت او بیشترمرا آتش زد. چون بخاطر کاری که نکرده بودم سرزنش میشدم و محبت میدیدم.

خانم فروغی با محبت مرا ناز کرد و به سر کلاس فرستاد.

اما من اشکم بند نمیآمد زیرا برایم مسلم شد که نوشته شدن پای چشم دروغ است و این تهمت را بیهوده به من زده اند.

معلم مهربان ما که اشک مرا دید بیشتر مهربانی کرد و گفت: تو که عمدا نکردی ... خوب پیش آمده .... ناراحت نباش....

از این حرف او من بیشتر گریه ام می گرفت ، چون بیشتر درد تهمت خوردن را حس می کردم. ولی متأسفانه نمی توانستم اعتراضی بکنم .

آنروز وقتی به خانه رسیدم، در حیاط کنار ناودان فلزی ایستادم و به اتاق خودمان که در طبقه بالا بود نرفتم.

مادرم که در اتاق بود با تعجب گفت: همایون .... چرا بالا نمی آئی....

نمی دانستم چه بگویم ... فقط گفتم: من فهمیدم که پای چشم نوشته شدن دروغ است .... چون من شیشه قاب پدر را نشکستم اما خانم نیری مرا دعوا کرد و گفت که پای چشمت نوشته شده تو شکستی.

بغض گلویم را می فشرد. مادرم با تعجب گفت: این کار یکی است که ...خواسته ضربه ای بزند... وگرنه ما می دانیم که تو شیشه را نشکستی.

من نمی فهمیدم که چرا باید کسی چنین دشمنی در حق من بکند و دنباله قضیه را هم بیاد ندارم. ولی از این که بزرگتر ها بما بچه ها دروغ می گویند خیلی ناراحت شدم.

چند وقت بعد در زیر زمین خانه بازی می کردم. چشمم به صندوق بزرگی افتاد که در گوشه زیر زمین بود. از روی کنجکاوی در آن را باز کردم و ناگهان دیدم صورت حاجی خرناس وسط مقداری لباس در آن قرار دارد.

اول ترسیدم ، ولی وقتی دقت کردم دیدم که آن صورت یک ماسک مقوائی است که آنجا قرار داده اند.

قهمیدم که حاجی خرناس هم دروغ است . ماسک را برداشتم و با کشی که داشت آنرا به صورت خودم زدم. سپس رفتم جلوی آئینه خودم را تماشا کردم و خنده ام گرفت. وقتی مادرم مرا دید او هم خندید و من گفتم : پس حاجی خرناس هم دروغ بود.

با ماسک به کوچه رفتم . دیدم برادرم از سر کوچه با دو خواهر بزرگترم در حال آمدن به منزل هستند.

شیطنتم گل کرد و با همان ماسک جلو رفتم و به برادرم گفتم : هووووو .... هووووو

من حاجی خرناس هستم.

برادرم اول ترسید اما خواهر هایم به او گفتند : نترس این همایون است.

در این جا من ماسک را از صورتم برداشتم و خندیدم .

به این ترتیب برادرم هم فهمید حاجی خرناسی وجود ندارد. البته بعد از آن هم زیاد شیطنت نمی کردیم ، ولی از همان موقع حس می کردم که دروغ گفتن آنهم به بچه ها کار بسیار زشتی است.

اما..... چرا اصلا باید دروغ گفت....؟


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : سه‌شنبه 14 مهر 1394
قدیمی‌ترین خلبان ایران درگذشت
 
محمد تقی فراورده، تنها خلبان ایرانی بازمانده از جنگ جهانی دوم است
خبرگزاری فارس: قدیمی‌ترین خلبان ایران درگذشت
  •  

 کاپیتان محمد تقی فراورده تنها خلبان ایرانی بازمانده از جنگ جهانی دوم و قدیمی ترین خلبان ایرانی روز گذشته براثر کهولت سن در منزل شخصی خود دار فانی را وداع گفت.کاپیتان محمد تقی فرآورده که در سال 1295 متولد شده، سی و هشتمین خلبانی است که در نیروی هوایی ایران به کار مشغول شد.وی در هشتم اسفند سال 1312 کار خود را به عنوان خلبان نیروی هوایی ایران در فرودگاه مهر آباد تهران آغاز کرد.کاپیتان فرآورده از معدود خلبانان ایرانی است که تجربه شرکت در جنگ جهانی دوم را نیز دارا هستند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
کاریکاتور حاکم عربستان!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
"واتس اپ" امن تر است یا "تلگرام" ؟
نرم افزارهای موبایل،واتس اپ امن تر است یا تلگرام،یکی از موضوعات مهم در استفاده از شبکه های موبایلی امنیت در این شبکه ها است.
 کاربرای شبکه های اجتماعی ترجیح می دهند از برنامه هایی استفاده کنند که از امنیت بالاتری برخوردار باشد.برنامه تلگرام یکی از بهترین برنامه های پیام رسانی است. سرعت تلگرام بسیار خوب، رابط کاربری بسیار ساده ای دارد و همه می توانند با آن کار کنند.
 
تلگرام نرم افزار پیام رسان کدباز موبایل (چیزی شبیه واتس اپ و وایبر و...) استت که امنیتش یکی از مهمترین ویژگی هایش محسوب می شود و ادعا می کند پیام های ارسالی با آن به هیچ عنوان قابل رصد، شنود، کنترل محتوا و فیلترینگ هوشمند نیست و حتی جایزه ای ۲۰۰ هزار دلاری برای هک آن در نظر گرفته است.
 
حال در این مطلب برای روشن شدن این ادعا با بررسی سه فاکتور رمزنگاری اطلاعات، ذخیره سازی پیام ها و آسیب پذیری های امنیتی به مقایسه تلگرام و واتس اپ به عنوان یک نرم افزار مشابه و بسیار رایج می پردازیم.
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
نابغه خردسال ایرانی دنیا را انگشت به دهان کرد
انجام حرکات خارق‌العاده آرات حسینی کودک دوساله چشمان دنیای ورزش را معطوف خود کرده است.

آرات حسینی کودکی 2ساله که دنیای ژیمناستیک را در داخل و خارج از کشور تحت تأثیر خود قرار داده است. 
 
کودکی که بدون هیچ‌گونه آموزش توانایی انجام حرکات سخت و پیچیده ژیمناستیک را داراست.
 
اولین بار رسانه‌های خارجی بودند که ارات را دیدند روزنامه بریتانیایی دیلی‌میل با انتشار گزارشی از آرات او را استعداد آینده ژیمناستیک ایران معرفی کرد که قادر به انجام حرکات پیچیده ژیمناستیک است.
 
دراین بین چندین دعوت نامه از سوی کشورهای مختلف برای آرات دوساله مبنی بر سفر به کشورهای مختلف خارجی ارائه شد.
اما بعد از آن داود عابدی مجری ورزشی شبکه خبر با رصد کردن ارات خیلی زود او و پدرش را به برنامه ورزشی تیتر امشب شبکه خبر دعوت کرد تا تمام ایران با این نابغه کوچک آشنا شوند.
 
در آن برنامه برخی از مسئولین فدراسیون ژیمناستیک روی خط تلفنی برنامه آمدند و توضیحاتی را درباره این نابغه ارائه دادند.
 
بعد از ان بود که ارات درسطح کشور دیده شد به علاوه اینکه داود عابدی در آن برنامه از تمام مسئولین دعوت کرد تا ارات را ببینند و از او حمایت کنند.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
اولین پلیس های ایران+ عکس

آقا محمدخان با انتصاب قاسم‌خان دولّو ، اولین گام را در راه تشکیل نظمیه (شهربانی) در تاریخ معاصر ایران برداشت و میرزا شفیع مازندرانی را برای مدیریت امور غیرنظامی شهر گماشت.

  آقا محمدخان با انتصاب قاسم‌خان دولّو ، اولین گام را در راه تشکیل نظمیه (شهربانی) در تاریخ معاصر ایران برداشت و میرزا شفیع مازندرانی را برای مدیریت امور غیرنظامی شهر گماشت. پس از آن، دستگاه اداری ـ دیوانی و اطلاعاتی و امنیتی به میراث رسیده از دورانهای گذشته، به تدریج در نظام جدید پذیرفته شد. از جمله، منصب کلانتر بار دیگر مورد توجه حکمرانان قاجار قرار گرفت و دامنه آن توسعه یافت.
 
میرزا ابراهیم‌خان کلانتر که وزیر اعظم و اعتماد‌الدوله سه پادشاه (لطفعلی خان، آقا محمدخان و فتحعلی شاه) بود، نشان از اهمیت و اعتبار سمت و منصب کلانتری در آن روزگار است و نشان می‌دهد که کلانتران اساسا از میان رجال درجه اول کشور و منطقه منصوب می‌شدند. دستگاه اداری و به تبع آن، نظام اطلاعاتی و امنیتی قاجارها طی دوران حکومت فتحعلی شاه و محمدشاه، بر همان پایه‌های سنتی ادامه یافت و نسبت به دوران گذشته تغییر محسوسی در آن مشاهده نشد.
 
اولین پلیس های ایران+ عکس
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
«مرگ بر آمریکا» شناسنامه‌ماست

مسائل منطقه هیچگاه برای ما بیش از یک «کنجکاوی ساده» مطرح نبوده است. خیلی از مردم ما حتی به اندازه اطلاعاتی که رسانه‌ها در اختیارشان می‌گذارند از اوضاع منطقه باخبر نیستند.

گویی جمهوری اسلامی مستقل از شرایطی که در منطقه وجود دارد، پیش خواهد رفت که مردم کمتر به مقتضیات پیرامونی آن توجه می‌کنند. البته این موضوع یک دلیل دیگر هم دارد. 

سیاست داخلی و مسائل میان جناح‌ها و گروه‌ها، تنها «سیاست» و خلاصه آن تعریف می‌شود و کسی احوالی از پیرامون نمی‌پرسد.  کشتی‌ای را در نظر بگیرید که در اقیانوسی با توفان‌های سهمگین و موج‌های خروشان، به دنبال یافتن و حرکت در مسیر مشخص شده است. 

سیاستی که امروز تعریف می‌شود شبیه بحث و جدل‌هایی است که در داخل کشتی و میان کسانی که آن را پیش می‌برند، می‌شود و کمتر توجهی از سوی مسافران و برخی مسؤولان کشتی به توفان‌های سهمگین و موج‌های خروشانی می‌شود که پیرامون کشتی می‌گذرد. 

حال آنکه ممکن است اقیانوس آنقدر متلاطم شود که کشتی‌ را غرق کند. در این شرایط عقل حکم می‌کند سواران کشتی به همان اندازه که حواسشان به داخل است به بیرون هم باشد. شاید اوضاع امروز کشورهای منطقه از مثال «کشتی» و «اقیانوس متلاطم» خطرناک‌تر نیز باشد.  منطقه پیرامونی ما امروز دچار آشفتگی‌های فراوانی است. ترور، جنگ داخلی، کودتا، خطر تجزیه، نفوذ تفکر تکفیری و افراطی، نسل‌کشی، آوارگی زنان و کودکان و سالمندان، فروپاشی خانواده‌ها و رخدادهای متعددی که غرب آسیا و شمال آفریقا را به پریشان‌حالی امروز رسانده است، از امنیت‌های ملی کاسته است و بیشتر کشورهای منطقه را از سطح «قدرت‌های ملی» نیز پایین‌تر آورده است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید