مردی که پشت همه خودپردازهاست
چندی پیش در فضای مجازی، ویدئوکلیپی جنجالی منتشر شد که بییندگانش را شوکه کرد. در این ویدئو، پسر جوانی روبروی دوربین نشسته و با صدایی شگفت انگیز حرف می زند. او صدای آشنایی دارد که همه ما بارها و بارها این صدا را هنگام دریافت پول از خودپرداز بانکی شنیده ایم.
 

 





مجله همشهری سرنخ - خاطره علی نسب: «کارت خود را وارد کنید، رمز خود را وارد کنید، وجه دریافتی را انتخاب کنید، پول خود را بردارید، کارت خود را بردارید.»

چندی پیش در فضای مجازی، ویدئوکلیپی جنجالی منتشر شد که بییندگانش را شوکه کرد. در این ویدئو، پسر جوانی روبروی دوربین نشسته و با صدایی شگفت انگیز حرف می زند. او صدای آشنایی دارد که همه ما بارها و بارها این صدا را هنگام دریافت پول از دستگاه های ای تی ام یا همان دستگاه های خودپرداز بانکی شنیده ایم.

بسیاری از بییندگان این ویدئوکلیپ، تصور می کنند که گوینده تقلید صدا می کند یا آنکه همه چیز زیر سر همان اپلیکیشن های جدید تلفن همراه است که این روزها حسابی رایج شده است. برخی از بیننده های این ویدئوکلیپ هم با قطعیت می گویند که این ویدئوکلیپ صداگذاری شده است.

برای یافتن جواب این سوالات به دنبال کسی گشتیم که در این کلیپ حرف می زند. او «مهرداد مزرعه» است، مرد جوانی که نه تقلید صدا می کند و نه اینکه با استفاده از اپلیکیشن های جدید تلفن همراه صداگذاری می کند. او با صدای خودش حرف می زند. مردی که صدای او را بارها و بارها از خودپردازها شنیده اید و تصور کرده اید گوینده یک زن است. در این گزارش همراه ما باشید تا بیشتر با زندگی این دوبلور حرفه ای آشنا شوید.

مردی که پشت همه خودپردازهاست


مشکل در تارهای صوتی

مهرداد مزرعه سال ها پیش کار دوبله را به صورت حرفه ای آغاز کرد و در سریال ها و فیلم های مختلف و ... به جای بازیگران زن حرف زد اما تا مدتی قبل هیچ کس نمی دانست که صاح-ب این صدا زن نیست بلکه مرد جوانی است که به گفته خودش تارهای صوتی اش دچار مشکل شده است.

او تا پیش از این هیچ عکسی از خودش در فضای مجازی منتشر نکرده بود چون به شدت به حریم خصوصی خودش و دیگران احترام می گذارد و اعتقاد دارد که زندگی بدون شهرت ولی همراه با آرامش، بهتر از زندگی در اوج شهرت و بدون آرامش است اما چه شد که بعد از این همه سال، یک ماه پیش ویدئوکلیپی از او مثل یک بمب در محیط مجازی منفجر شد.

او هفته گذشته میهمان همشهری سرنخ شد و تمام ماجراهای زندگی اش و چگونگی ورودش به عرصه دوبله را برایمان گفت.

ماجرای این کلیپ

«همه چیز از یک عیادت شروع شد، چندی پیش یکی از بازیگران پیشکسوت سینما در بیمارستان بستری شده بود. به همراه چند نفر از آشنایان و دوستانم راهی بیمارستان شدیم تا به ملاقات او برویم. بعد از عیادت، به پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتیم به رستورانی در نزدیکی بیمارستان برویم و چند دقیقه ای کنار هم باشیم. سرگرم صحبت بودیم که تلفن یکی از دوستانم زنگ خورد، همسرش بود، او شروع کرد به صحبت با همسرش و من هم با دوستان دیگرم صحبت می کردیم که ناگهان شنیدم دوستم می گوید چی می گی؟ کدوم خانوم؟ صدای مهرداد است و ...

دوستم از همسرش می خواست پشت خط بماند و به من گفت که همسرش صدای مرا شنیده و فکر کرده که یک خانم همراه ما به رستوران آمده، به شدت ناراحت شدم که چرا چنین مشکلی پیش آمده. گوشی را از دوستم گرفتم و با همسر او صحبت کردم و گفتم که من مهرداد مزرعه هستم و سال هاست به جای خانم ها دوبله می کنم و چند فیلم، سریال و تیزر برایش نام بردم تا باور کند اما او به هیچ وجه باور نمی کرد و فقط می گفت خانم مگر من مسخره شما هستم؟ چرا راستش را نمی گویید، چرا با همسر من به رستوران رفته اید و ...»

مهرداد چندین بار شماره همسر دوستش را گرفت و سعی کرد که او را قانع کند که دوبلور است اما خانم دوستش به شدت عصبانی بود و تلفن را قطع می کرد: «دوستم به شدت عصبی شده بود، می گفت همسرش ممکن است به خاطر همین موضوع ترکش کند. در این شرایط پیشنهاد دادم تا با او به خانه اش بروم و قضیه را برای خانمش توضیح بدهم اما دوستم صلاح نمی دید که مرا به چنین موقعیتی وارد کند. به همین خاطر تصمیم گرفتیم ی ویدئو از من بگیرد و من در این ویدئو، دیالوگ بگویم تا او پس از رسیدن به خانه، این کلیپ را به همسرش نشان بدهد اما همانجا از او خواستم بعد از اینکه همسرش قانع شد، این کلیپ را پاک کند.»

مردی که پشت همه خودپردازهاست


او خبری از اینکه همسر دوستش قانع شد یا نه، به دستش نرسید اما چند روز بعد صدای زنگ تلفن و یک خبر، شوکه اش کرد: «یکی از دوستانم پشت خط بود و گفت مهرداد کلیپ خودت را دیده ای؟ گفتم کدام کلیپ و او ادامه داد که منظورش همان کلیپی است که من در آن دیالوگ های دستگاه های خودپرداز را می گویم. دوستم می گفت که این کلیپ به سرعت در حال منتشر شدن است و مردم در هر جای ایران و حتی خارج از کشور این کلیپ را می بینند. من که زیاد اهل حضور در فضای مجازی و صفحه های اجتماعی نیستم، از او خواستم کلیپ را برای خودم هم بفرستد. دوستم همین کار را کرد و متوجه شدم همان کلیپی که دوستم باید بعد از متقاعد کردن همسرش آن را پاک می کرد، در فضای مجازی منتشر شده است.

خیلی عصبانی و دلخور شدم اما کاری از دستم برنمی آمد. آنقدر ناراحت شده بودم که حتی به دوستم زنگ نزدم تا از او برای این کارش توضیح بخواهم و ببینم چرا چنین کاری را با من کرده است. فقط با یکی از دوستان دیگری که در آن جمع حضور داشت صحبت کردم و گلایه کردم.»

حالا دیگر با گذشت هر ساعت، ده ها نفر به طرفداران صدای او اضافه می شد تا این که یک روز صبح که آقای مزرعه یکی از صفحه های اجتماعی خود را که ماه ها به آن سر نزده بود باز کرد و به شدت متعجب شد: «مگر امکان دارد این همه پیام و فالوور؟ آن هم در طول یک هفته. چند دقیقه مات و مبهوت به پیام ها نگاه کردم. همه آنها صدا و کار من را تحسین کرده بودند و کلی هم درخواست و پیشنهاد کار از کمپانی های معتبر برای تبلیغات و کار داشتم، حس عجیبی داشتم. نمی دانستم چطور باید پاسخ این همه خوبی را بدهم.»

بازگشت به سال ها قبل

پیام ها، تبریک و تحسین های آن شب، مهرداد را به سال ها پیش برگرداند، به زمانی که به خاطر این صدا با مشکلات زیادی مواجه شده بود اما با این حال حاضر نشده بود که حنجره اش را به تیغ جراحی بسپارد.

«متولد سال 65 هستم، در دانشگاه در رشته زیست مولکولی تحصیل می کردم. سال هاست که پرستار هستم. ماجرای من و دوبلور شدنم برمی گردد به دهه 80، آن روزها یکی از بازیگران قدیمی سینمای ایران بیمار شده بود و به عنوان پرستار، روزها مسئولیت نگهداری از ایشان را به عهده داشتم. در آن زمان بازیگران و دوبلورهای زیادی به خانه او می آمدند تا از آقای بازیگر عیادت کنند.

در همین رفت و آمدها بود که یکی از هنرمندان که صدای مرا شنیده بود به من گفت چرا با این صدا به کلاس های دوبلوری نمی روی؟ وقتی چندین بار این پیشنهاد را از هنرمندان دیگری هم شنیدم، تصمیم گرفتم که در کلاس های دوبله شرکت کنم. بعد از مدتی موفق شدم به صورت کاملا حرفه ای دوبله را در کنار حرفه پرستاری شروع کنم. قبل از اینکه به کلاس های دوبله بروم و بتوانم از این موهبت خدادادی استفاده کنم، به خاطر صدایم بارها به مشکل خورده بودم.

آشنایانم زمانی که می دیدند صدای من تن زنانه دارد، می گفتند برو و حنجره ات را عمل کن اما زمانی که با دوستان پزشکم صحبت می کردم آنها نظر مخالفی داشتند و می گفتند تو که صدایی به این شگفت انگیزی داری بهتر است به جای عمل حنجره، در راه هنر از این صدا استفاده کنی و من هم نصیحت آنها را گوش دادم و خوشحالم که هیچ وقت حنجره ام را به تیغ جراحی نسپردم.»

مردی که پشت همه خودپردازهاست


مصائب صدای خوب

او از مشکلاتی می گوید که این صدای گیرا برایش به وجود آورده است: «خب معلوم است مرد که باشی و چنین صدایی داشته باشی، در خیلی از موقعیت ها اجازه کار پیدا نمی کنید و علاوه بر آن برای انجام بسیاری از کارهای اداری که باید با تلفن انجام شود هم به مشکل برمی خوری. مشکلاتی که این صدا برای من پیش آورده خیلی زیاد است اما یکی از به یادماندنی ترین آنها این بود که یک مزاحم تلفنی با تلفن همراه من تماس گرفت، گفتم که اشتباه گرفته اید و من خانم نیستم و مردم هستم. او باور نمی کرد. یا پیام می داد یا تماس می گرفت، من هم با اپراتور تلفن همراه تماس گرفتم و گفتم که خطم مزاحم تلفنی دارد.

خانم اپراتور اسمم را پرسید و شماره ام را وارد سیستم کرد و گفت که خانم بگویید خود آقای مهرداد مزرعه صحبت کند. گفتم من «مهرداد مزرعه» هستم. خانم اپراتور عصبانی شد و گفت خانم اگر می خواهی شماره همسر و نامزدت را چک کنی چرا به ما دروغ می گویی و گوشی را قطع کرد. شماره اپراتور را یادداشت کردم. به آن شرکت رفتم، روبروی آن خانم ایستادم و گفتم من مهرداد مزرعه هستم و از شما می خواهم درخواست بررسی مزاحم تلفنی مرا پیگیری کنید. خانم اپراتور روی صندلی خشکش زده بود. به من خیره شده بود بعد هم کلی عذرخواهی کرد.»

او بعد از این اتفاق با خودش قرار گذاشت که مردم را بهتر درک کند و به آنها خرده نگیرد: «به این باور رسیدم که مردم هم حق دارند و قرار نیست همه مرا باور کنند، باید آنها را درک می کردم چون اگر برای خودم چنین اتفاقی می افتاد شاید من هم شبیه خانم اپراتور هرگز باور نمی کردم که پشت خط، یک مرد است که صدای زنانه دارد.»

من صداساز نیستم

مهرداد مزرعه می گوید به هیچ وجه صداسازی نمی کند بلکه به خاطر تکنیک هایی که آموخته است از صدایش درست و بجا استفاده می کند. او این روزها پیشنهادهای کاری زیادی دارد اما سعی می کند بهترین آنها را انتخاب کند. او این روزها دیدگاهش درباره مردم و شهرت تا حد زیادی تغییر پیدا کرده است: «همیشه فکر می کردم اگر به شهرت برسم، آرامشم را از دست می دهم اما حالا بعد از پخش این کلیپ آرامش بیشتری به دست آورده ام. مردم در کوچه و خیابان من را صدا می زنند، به خاطر صدایم تحسینم می کنند و با من عکس سلفی می اندازند. این محبت های مردم را هرگز فراموش نمی کنم و به آنها قول می دهم این بار با کاری متفاوت میهمان خانه هایشان باشم.»

مردی که پشت همه خودپردازهاست


تلخ ترین و شیرین ترین خاطراتی که «مهرداد مزرعه» از دوره کاری اش دارد

من و صدای خودپردازها


آقای مزرعه یکی از مشهورترین جاهایی که صدای شما را در آن شنیده ایم، خودپردازها هستند. چطور شما برای این کار انتخاب شدید؟

- سال 87 یکی از آشنایان مان که در شرکت های خدمات دستگاه های ای تی ام کار می کرد به من پیشنهاد همکاری داد و من هم قبول کردم و به استودیویی حوالی خیابان ستارخان رفتیم. آنجا من مسئولیت خواندن یک سی دی آموزشی برای عابربانک ها، اوراق بهادار و چند آیتم دیگر را بر عهده گرفتم که یکی از این آیتم ها همین صدایی است که از خودپردازها می شنوید.

صدای شما از همان ابتدای کودکی به همین صورت بود یا در دوره نوجوانی تغییر کرد؟

- صدای من از همان کودکی تن زنانه داشت. البته وقتی که کم سن و سال تر بودم صدایم بیشتر به دختربچه ها شبیه بود و زمانی که به بلوغ رسیدم، این صدا بیشتر خودش را نشان داد و با کمی کار روی لحن و بیانم می توانستم به راحتی جای زن ها صحبت کنم. این صدا خیلی جاها برایم مشکل آفرین شد اما در خیلی از موقعیت ها هم به من کمک کرد.

جالب ترین خاطره ای که از آن دوران دارید، چیست؟

- در دوران تحصیل بارها و بارها به جای مادران دوستانم و حتی مادر خودم با ناظم و مدیر مدرسه صحبت کردم و غیبت ها را موجه کردم. یک بار هم با ناظم مدرسه مان تماس گرفتم و با استفاده از همین ترفند، غیبت روز قبل خودم را موجه کردم. ناظم مدرسه در ابتدای تماس می گفت خانم باید حضورا به مدرسه بیایید و درباره دلیل غیبت فرزندتان توضیح بدهید اما من گفتم که پایم درد می کند و نمی توانم سرپا بایستم. آقای ناظم هم که در آن زمان مرا نمی شناخت باور کرد. بارها و بارها چنین شیطنت هایی را انجام دادم.

البته در دوران جوانی هم در یک مرکز خاص خدمت می کردم. در آنجا منشی مسئولان مرکز بودم اما همسران مسئولان با من مشکل زیادی داشتند چون آنها فکر می کردند شوهران شان منشی زن دارند اما شوهرهای شان در مقابل سعی می کردند که آنها را متقاعد کنند که من پسر هستم ولی آنها متقاعد نمی شدند و برخی ازت آنها به بهانه های مختلف وارد دفتر می شدند تا مرا از نزدیک ببینند.

خوب به یاد دارم که همسر یکی از مسئولان وقتی تماس گرفته بود تا با شوهرش صحبت کند وقتی صدای مرا شنید، با ناراحتی پرسید چرا شوهرش منشی خانم استخدام کرده سات، من هم گفتم از خودشان بپرسید و اصلا نگفتم که مرد هستم، آن خانم هم حسابی عصبی شد، داد زد و گوشی را قطع کرد.

آیا این صدا برای شما مشکلاتی هم ایجاد کرده است؟

- پسربچه ها اصولا شیطنت در ذات شان است و این مسئله باعث می شود گاهی همدیگر را به سخره بگیرند و اذیت کنند اما من در دوران مدرسه به جز چند بار مشکل خاصی با صدایم نداشتم. البته گاهی همکلاسی هایم برای مسخره کردن من صدای شان را نازک می کردند و وقتی از مقابل من رد می شدند، سعی می کردند شبیه من صحبت کنند، بعد هم می زدند زیر خنده اما این مسئله اصلا مرا ناراحت نمی کرد چون مشکلی با صدایم نداشتم.

در خانواده تان بقیه هم صدای شان شبیه شماست؟

- من 6 برادر و 3 خواهر دارم، برادرانم صدای مردانه و خواهرانم هم صدایی زنانه دارند اما صدای من شبیه هیچ کدام آنها نیست؛ حتی شبیه به صدای خواهرانم.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394
چرا سازمان غذا و دارو Redbull را غیر شرعی اعلام کرد؟
نوشیدنی (ردبول) موردتایید سازمان غذا و دارو نیست و اگر هم در جایی باشد، یک کالای قاچاق محسوب می‌شود یعنی به هیچ عنوان مجوز ندارد.»
 
وب سایت مجله دیجی کالا - فرناز حیدری: دکتر رسول دیناروند معاون وزیر و رئیس سازمان غذا و داروی کشور در یک مصاحبه خبری یادآور شد که : «این نوشیدنی (ردبول) موردتایید سازمان غذا و دارو نیست و اگر هم در جایی باشد، یک کالای قاچاق محسوب می‌شود یعنی به هیچ عنوان مجوز ندارد.»

 رئیس سازمان غذا و دارو در پاسخ به این پرسش که اگر این محصول غیرشرعی است پس چرا به راحتی در سوپرمارکت‌ها عرضه می‌شود، گفت: «صدها هزار مغازه خواروبارفروشی در کشور است و بالطبع امکان بازرسی روزانه آنها وجود ندارد اما این روش جدید که ما در حال اعمال آن هستیم، شرایطی را برای مردم فراهم خواهد کرد که بتوانند یک فرآورده مجاز را از یک فرآورده غیرمجاز تشخیص دهند.»

 این مقام مسوول همچنین ابراز امیدواری کرد که به تدریج همه کالاهایی که با مجوز سازمان غذا و دارو وارد یا در کشور تولید می‌شوند، بتوانند کدینگ جدید را اعمال کنند. ولی چرا می‌گویند این نوشیدنی غیر شرعی است؟

چرا سازمان غذا و دارو گفت نوشیدنی Redbull غیر شرعی است؟

تائورین، ترکیب شیمیایی مساله‌ساز     

اگر لیست ترکیبات ردبول را از نظر بگذرانید، حتماً می‌توانید به راحتی نام یک اسید آلی موسوم به «تائورین» را پیدا کنید.

 در اینجا قصد داریم که شما را با این ترکیب شیمیایی مساله‌ساز بیشتر آشنا کنیم: علی‌ر‌غم اینکه برخی منابع از تائورین با عنوان یک نوع اسید آمینه (واحد تشکیل‌دهنده پروتئین‌) یاد می‌کنند اما نباید فراموش کرد که این ترکیب شیمیایی در اصل اسیدی است که حاوی یک گروه آمینه خاص می‌باشد.

تائورین از منظر بیوشیمی یک اسید آمینه نیست بلکه ترکیبی شامل آمینه و یک گروه کربوکسیل (دسته‌ای از ترکیبهای آلی) است.

 این ترکیب شیمیایی از یک طرف به شکل گسترده‌ای در بافت‌های حیوانی یافت می‌شود و از طرف دیگر جزء اصلی و سازنده همان مایع قلیایی موسوم به زردآب یا صفرا است که توسط سلول‌های کبد بیشتر مهره‌داران برای هضم چربی ترشح می‌شود و pH بین ۷٫۶ الی ۸٫۶ دارد.

 تائورین طبیعی ضمناً در روده بزرگ هم یافت می‌شود و برآورد شده که بیشتر از ۰٫۱ درصد کل وزن بدن انسان از این ماده تشکیل شده است.

تائورین به صورت مصنوعی نیز تولید می‌شود. این ترکیب برای نخستین‌بار توسط دو دانشمند به نامهای فردریش تیدمن (Friedrich Tiedemann) و لئوپلد گملین (Leopold Gmelin) در سال ۱۸۲۷ میلادی ایزوله و شناسایی شد.

چرا سازمان غذا و دارو گفت نوشیدنی Redbull غیر شرعی است؟

تائورین یک اسید آلی است که در بدن حیوان و انسان وجود دارد. تائورین در نوشیدنی‌های ردبول هم استفاده می‌شود

 منشاء تائورین از کجاست؟    

تائورین در گوشت، ماهی و در عین حال بافت‌های انسانی، روده بزرگ و شیر انسان یافت می‌شود.

برخی ادعاها درباره اینکه مصرف تائورین همراه با کافئین می‌تواند عملکرد ذهنی را افزایش دهد یا اینکه این ترکیب به تنهایی می‌تواند باعث بهبود عملکرد فیزیکی بدن شود، کماکان مورد تردید است چنانچه شواهد مستندی هم در این زمینه ارائه نشده است.

 یکی از مناقشات اصلی درباره این ترکیب از آن‌جا نشات می‌گیرد که تائورین در اسپرم گاو نر و خون هم یافت می‌شود و از آنجا که اتفاقاً شرکت ردبول «در زبان فارسی به معنای گاو نر» هم بدین‌ نام خوانده شده لذا شبهات بسیار در این زمینه وجود دارد.

یکی دیگر از عوارض سوء مصرف این فرآورده به دلیل حضور کافئین زیاد در آن است. شواهد نشان می‌دهد که کافئین زیاد منجر به افزایش ضربان قلب و فشار خون می‌شود و در عین حال بر سیستم عصبی و خواب انسان نیز تاثیر منفی دارد.

مناقشات در سطح بین‌المللی هم ادامه دارد

چرا سازمان غذا و دارو گفت نوشیدنی Redbull غیر شرعی است؟

شرکت ردبول در وبسایت رسمی خود مدعی شده که منشاء تائورین مورد استفاده این شرکت مصنوعی است و به صورت آزمایشگاهی تهیه می‌شود اما بررسی بیشتر نشان می‌دهد که کشورهایی نظیر سوئد، فرانسه، دانمارک، نروژ، یونان و حتی کانادا در زمینه مصرف این محصول ظاهراً با تردیدهای جدی مواجه شده‌اند.

 خبرگزاری (abc) در گزارشی اعلام کرده که شرکت ردبول سال ۲۰۱۴ قریب ۱ میلیارد دلار در سطح جهان فروش داشته است. اگر به آمارهای گذشته رجوع کنید، خواهید دید که این شرکت مرز فروش خود را از ۳۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۱ تاکنون به رقمی بیشتر از ۲ برابر ارتقاء داده.

 بررسی مرگ مشکوک سه نفر در کشور سوئد که با مصرف این نوشیدنی انرژی‌زا (ردبول) در ارتباط بود ظاهراً هنوز به نتیجه قطعی نرسیده منتهی همان‌طور که گفته شد، در حال حاضر کشورهایی نظیر فرانسه، دانمارک و نروژ رویکرد متفاوتی را نسبت به گذشته در پیش گرفته‌اند و این فرآورده را تنها در داروخانه‌ها به فروش می‌رسانند.

از طرف دیگر آژانس بررسی کیفیت غذای کشور کانادا نیز بررسی‌های جداگانه‌ای را بر روی این محصول آغاز کرده که نتیجه آن نیز هنوز اعلام نشده است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394
با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید
این مردان خطرناک هر کدام داستان‌های جداگانه‌ای در جرایم سیاه خود دارند که هیولای درونشان را نمایان می‌کند. پلیس اف‌بی‌آی با همکاری پلیس و بازرسان مناطق مختلف این جنایتکاران را دستگیر و دادگاهی کرده است.
 

روزنامه ایران: 10مرد شیطان‌صفت، لقب هولناک‌ترین کودک‌آزارهای تاریخ جنایی جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

 این مردان خطرناک هر کدام داستان‌های جداگانه‌ای در جرایم سیاه خود دارند که هیولای درونشان را نمایان می‌کند. پلیس اف‌بی‌آی با همکاری پلیس و بازرسان مناطق مختلف این جنایتکاران را دستگیر و دادگاهی کرده است.

با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید

روندی آلکالا

روندی جیمز آلکالا، قاتل زنجیره‌ای و کودک‌آزاری است که جنایت‌های خود را بین سال‌های 1977 تا 1979 میلادی در ایالت کالیفرنیای آمریکا انجام داده است.

وی به صراحت در جلسه دادرسی پرونده‌اش در سال 2010 میلادی به قتل 2 نفر از قربانیان خود اعتراف کرد. پلیس کالیفرنیا بر این باور است که قربانیان روندی بسیار زیاد بوده و هنوز هم ناشناخته باقی مانده‌اند.

 یک کارآگاه پلیس از روندی به عنوان «ماشین کشتار» یاد کرده است. این قاتل روانی و کودک‌آزار در هر جنایت قربانی‌اش را زجرکش می‌کرد.

پلیس کالیفرنیا بیش از هزار عکس غیراخلاقی کودکان و پسران نوجوان را در کامپیوتر شخصی وی یافته که مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند.

 این مرد شیطان‌صفت با اتهاماتی چون آدم‌ربایی، قتل، تجاوز و سوءاستفاده از کودکان روبه‌روست و در آخرین دادگاه خود در سال 2010 میلادی به اعدام محکوم شد و در انتظار اتاق تزریق سم است.

با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید/ناقص
Rodney Alcala

آرتور گری بیشاب

آرتور به نام قاتل وسواسی کودکان شناخته شده است که به کودکان آزار رسانده و آنها را تحت شکنجه خود قرار داده است. آرتور قاتل زنجیره‌ای سرشناسی است که در پرونده قطور خود قتل 5 پسر را در سال 1983 میلادی به دوش می‌کشد.

 آرتور در 16 سالگی به عنوان یک پیشاهنگ و دانش‌آموز ممتاز شهرت داشت اما پس از زمانی کوتاه به جرم اختلاس دستگیر و به 5 سال زندان و حبس تعلیقی محکوم شد. پس از آن آرتور با نام مستعار «راجر فراز» زندگی جدیدی را برای خود در سالت لیک سیتی آغاز کرد.

وی در زندگی خود ده‌ها کودک را هدف آزار و اذیت و شکنجه قرار داد. این شیطان، نخستین قربانی خود که پسری 4 ساله بود را با یک آب‌نبات اغفال کرد و به قتل رساند.

 او به عنوان یک اسقف در ایالت یوتای امریکا فعالیت داشت. در دوران فعالیت او پسران زیادی بین سنین 4 تا 13 سال به شکل مرموزی ناپدید می‌شدند.

پس از مدت‌زمانی کوتاه این اسقف در 27 فوریه 1984 میلادی محاکمه شد و اعتراف کرد که یک پورنوگراف کودکان بوده و دارای توهمات غیراخلاقی و خشونت‌آمیز است.

 وی به جرم بیش از 5 قتل، آدم‌ربایی و سوءاستفاده سیاه به اعدام محکوم شد و در سال 1988 در زندان ایالتی یوتا حکم اعدامش با تزریق ماده کشنده اجرا شد.

دنیس رادر

دنیس، قاتل سریالی ایالت آرکانزاس بین سال‌های 1974 تا 1991 میلادی بوده است. دنیس به قاتل BTK شهرت داشته است که مخفف 3 کلمه «ارتباط، شکنجه و قتل» قربانیان بوده است. این قاتل روانی شرح جزئیات قتل‌هایش را به پلیس و رسانه‌های محلی ارسال می‌کرد.

 نام‌های ارسالی دنیس باعث به دام افتادنش در سال 2004 میلادی شد. دنیس در سال 2005 میلادی در طول دادرسی پرونده‌اش به همه جنایت‌های خود اعتراف کرد. وی خود بیان کرد در دوره کودکی‌اش حیوانات را شکار و آنها را شکنجه می‌کرد و از زجر کشیدنشان لذت می‌برد.

 دنیس همه جنایات خود را در ایالت کانزاس انجام داده و قربانیان وی علاوه‌ بر کودکان، زنان نیز بوده‌اند که در سنین 9 تا 62 ساله شناسایی شده‌اند. در سال 2005 دنیس به جرم 10 قتل وحشیانه خود به 175 سال زندان و اعدام محکوم شد.

با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید
Denis

جان اواندر کوی

جان، یک مجرم شیطان‌صفت در فلوریدای امریکا بود که به جرم آزار و اذیت چند دختربچه 5 و 4 ساله بارها دستگیر و دوباره آزاد شده بود. جان در سال 2009 میلادی به جرم قتل دختری 9 ساله دستگیر و به اعدام محکوم شد.

بنا بر اطلاعات اداره پلیس فلوریدا این قاتل روانی پیش از قتل جسیکا 24 بار به جرم حمل سلاح، سرقت و رفتار غیراخلاقی بازداشت و زندانی شده بود. مأموران پلیس ایالتی جسد جسیکا را در قبری کم‌عمق یافتند که دست‌هایش با سیم بلندگو بسته شده و درون کیسه زباله رها شده بود.

در سال 2007 میلادی جان به جرم قتل وحشیانه دختر به اعدام محکوم شد اما هیأت منصفه پس از انجام تحقیقات اعلام کرد که جان واجد شرایط برای اجرای حکم اعدام نیست و از هوش پایین‌تر از حد نرمال برخوردار است و به همین دلیل به عنوان فردی معلول نمی‌شود وی را اعدام کرد.

دین آرنولد کرول

دین، قاتل سرشناس و کودک‌آزار امریکایی است که بیش از 28 پسر جوان جزو قربانیان او بوده‌اند. همه قربانیان به شکل فجیعی پس از آزار و شکنجه به قتل رسیده‌اند. همه قتل‌ها بین سال‌های 1970 تا 1973 میلادی در ایالت هوستون تگزاس اتفاق افتاد.

 پلیس می‌گوید این کودک‌آزار قاتل، لقب مرد آب‌نباتی را داشته تا بتواند قربانیان را از راه دوستی اغفال کند. وی مدام به کودکان آب‌نبات‌های مجانی داده و با آنها ارتباط دوستانه برقرار می‌کرد. به گفته پلیس هوستون دین به عنوان یکی از بدترین کودک‌آزاران و قاتلان زنجیره‌ای امریکایی شناخته شده است.

 در بیوگرافی دوران کودکی، دین به عنوان فردی انزواطلب، آرام و خجالتی معرفی شده که نمی‌توانسته به خوبی با همسالان خود ارتباط برقرار کند. وی برای مدتی در خدمت ارتش ایالات متحده بوده و در لوئیزیانا فعالیت می‌کرده است. وی به دلیل تمایلات غیرعادی‌اش با کودکان ارتباط داشته و یکایک آنها را قربانی امیال شیطانی خود می‌کرده است.

 قربانیان وی پسران جوانی در سن 13 تا 20 سال بوده‌اند که از منطقه شمال غربی هوستون ربوده می‌شدند و پس از آزار و شکنجه به قتل می‌رسیدند. پلیس می‌گوید یکی از دوستان نزدیک وی «هنلی» که خود فردی بیمار و همجنسگرا بود به دین شلیک کرد و وی را به قتل رساند.

کارلا هومولکا

کارلا قاتل کودکان و زنان است که به خاطر جنایات خود به قاتل زنجیره‌ای شهرت یافته است. پلیس کانادا از این زن به عنوان «معامله‌گر با شیطان» یاد کرده است.

کارلا با همسر خود «پل برناردو» 3 زن را ربوده و مورد آزار قرار داده است. وی در پرونده جنایات خود آزار کودکان را نیز گنجانده است. یکی از قربانیان کارلا به نام تامی هنگامی که متوجه می‌شود مورد آزار این زن قرار گرفته است به خودکشی دست می‌زند.

پلیس می‌گوید هومولکا جزو بیماران روانی شناخته شد. کارلا در «ونکوور» کانادا به 50 سال زندان بدون آزادی مشروط محکوم شد.

با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید
Carla Hvmvlka

پدرو لوپز

پدرو آلونسو لوپز قاتل زنجیره‌ای در کلمبیا است که به قتل 300 نفر اعتراف کرده است. اعترافات لوپز باعث شد که 51 جنازه پیدا شود. لوپز به «هیولای کوهستان آند» نیز شهرت دارد. لوپز هنگامی که تنها 8 سال سن داشت ابتدا خواهرش را تحت شکنجه قرار داد.

 پس از مدتی لوپز در نقش دزد ماشین فعالیت‌های خود را دنبال کرد تا به وسیله پلیس دستگیر و راهی زندان شد. اطلاعات پلیس حاکی است در زندان، لوپز به وسیله گروهی از زندانیان مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است. این موضوع باعث شد تا با آزادی از زندان 100 دختربچه را پس از شکنجه و اذیت و آزار به قتل برساند.

اکثر جنایات این قاتل و کودک‌آزار زنجیره‌ای در پرو و کلمبیا صورت گرفته است. پلیس کلمبیا می‌گوید پس از رسوایی لوپز، بومیان قبیله قصد داشتند او را اعدام کنند اما یک مبلغ مذهبی دخالت کرده و وی را به دست پلیس سپرده است. پلیس می‌گوید یک گور دسته‌جمعی از قربانیان لوپز پیدا کرده است.

 لوپز به عنوان برترین قاتل سریالی رکورددار جهانی گینس در قتل به شمار می‌آید و مشهورترین قاتل سریالی جهان شناخته شده است. پلیس کلمبیا وی را به حبس ابد بدون آزادی مشروط محکوم کرد.

ریچارد چیس

ریچارد ترونتون چیس به جرم قتل 6 نفر ظرف یک ماه در ساکرامنتوی کالیفرنیا به قاتل سریالی امریکایی شهرت یافت. نام مستعار ریچارد، «خون‌آشام ساکرامنتو» است. اطلاعات پلیس حاکی است که ریچارد در زمان کودکی به وسیله مادرش مورد آزار قرار گرفته بود.

 همه قتل‌های این خون‌آشام، تحت تأثیر مواد مخدر و الکل صورت می‌گرفت. وی در اعترافات وحشیانه خود بیان کرد هنگامی که در آپارتمانش تنها بوده حیوانات را کشته و از گوشت آنها تغذیه کرده است. وی در سال 1975 میلادی به بیمارستان روانی منتقل شد.

کارکنان بیمارستان تأیید کردند که او به شدت بیمار روانی بوده و پرندگان را که از پنجره بیمارستان به اتاقش رفته‌اند کشته و خونشان را خورده است. ریچارد نام دراکولا را برای خود انتخاب کرده بود. با توجه به جرایم انجام‌شده و رفتارهای بیمارگونه این قاتل روانی، او به حبس ابد محکوم شد.

ریچارد وارویر

قاتل سریالی اورگان «ریچارد فرانسیس وارویر»، فردی است که در سن 12 سالگی به وسیله یکی از اعضای خانواده خود مورد آزار قرار گرفت و همین موضوع سبب شد تا انگیزه‌ای تلخ برای جنایاتش باشد.

 او در سال 1981 میلادی به نیروی دریایی ایالات متحده امریکا ملحق شد و به خاطر مصرف زیاد الکل اخراج شد. پس از این رویداد، جنایات و تجاوزات ریچارد آغاز شد. قربانیان وی دختران در سنین 13 تا 15 سال بودند که پس از شکنجه و آزار به قتل می‌رسیدند. جسد قربانیان وی در جعبه مایکروویو و گالن پیدا شدند.

وی پس از دستگیری به قتل‌ها و جنایاتش اعتراف کرد. پلیس اورگان می‌گوید در پرونده این قاتل زنجیره‌ای اتهاماتی چون 6 قتل، سوءاستفاده از اجساد، تجاوز و چند فقره سوءاستفاده غیراخلاقی دیده می‌شد. او در سال 2004 میلادی، اعدام شد. البته او به دو بار حبس ابد نیز محکوم شده بود.

با 10 قاتل مخوف کودکان آشنا شوید/ناقص
nathaniel bar jonah

یونس ناتانیل بار

یونس جنایتکار و آدم‌خوار امریکایی به دلیل اتهاماتش نسبت به کودکان و شقاوتی که در قتل‌هایش انجام داده بود به 130 سال زندان بدون آزادی مشروط محکوم شد.

 در لیست جنایات یونس، آدم‌ربایی، ضرب و شتم، تجاوز به کودکان و قتل دیده می‌شود. قربانیان وی اغلب پسربچه‌های کوچک بین سنین 8 تا 13 سال بوده‌اند.

اطلاعات پلیس حاکی است جنایات یونس اغلب در مونتانای امریکا صورت گرفته؛ جایی که وی هویت یک پلیس جعلی را از آن خود کرده و قربانیانش را اغفال می‌کرد. یونس پس از هر جنایت و آزار کودکان قطعاتی از بدن قربانیانش را می‌خورد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394
استارت آپ؛ جدیدترین راه میلیاردر شدن


هفته نامه صدا - ریحانه سادات یاسینی: چهره اش شبیه پسرهای جوان دانشجو است و به نظر نمی رسد مرد 30 ساله جاافتاده ای باشد، چند ماه پیش دکترایش را از دانشگاه استنفورد آمریکا گرفته و حالا به فکر کسب و کاری در کنار محیط دانشگاه است. «از 25 سالگی، یعنی همان وقتی که به آمریکا آمدم، دوست داشتم استارتاپ بزنم. این جا از دو راه می شود پول دار شد، یکی بنگاه های مشاوره املاک، دیگری هم استارت آپ ها». میلاد در کالیفرنیا زندگی می کند، همان ایالتی که جوان های آمریکایی از دره سیلیکون آن، دنیا را متحول کرده اند. او به دنبال اطلاعاتی از دانش آموزان کنکوری ایران است تا از آن سوی دنیا، برنامه ای را روی اینترنت راه اندازی و ایده استارت آپی اش را راه اندازی کند.

میلاد می گوید: «نمی دانم در ایران استارت آپ معادلی دارد یا نه، اما اقتصاد آمریکا طی سال های گذشته با این کسب و کارها متحول شده است. دولت برای بهبود فضای اقتصاد، روی بحث آموزش، کارآفرینی و نوآوری سرمایه گذاری زیادی کرده است. مردم این جا خوب می توانند با هم کار کنند. آن هایی که زمینه های تکنولوژی قوی دارند با کسانی که در تجارت قوی هستند، شریک می شوند. سازوکار جا افتاده و خوبی هم برای حمایت از آن ها وجود دارد که بیشتر آن نیز خصوصی است. دولت فقط زیرساخت های آموزشی را فراهم می کند.»

همین ک جرقه ایده ای شکل گرفت، می توان از راه های مختلف آن را به پول و کار تبدیل کرد. شروع با سرمایه خلاقیت و پول اندک، همان مفهومی است که کسب و کار «استارت آپی» را می سازد. میلاد می گوید راه های زیادی برای پشتیبانی مالی از این ایده ها در امریکا وجود دارد: «مثلا چیزی به اسم «بودجه فرشته» داریم که مردم وقتی می خواهند نمونه اولیه کارهایشان را تولید کنند، آن را دریافت می کنند.

استارت آپ؛ جدیدترین راه میلیاردر شدن

بعد از اینکه کار اولیه تولید شد، به شرکت های شتاب دهنده و افزایش دهنده سرمایه (VC's) مراجعه می کنند و پول زیادی را از آن جا دریافت می کنند.» یکی از همین شرکت های شتاب دهنده آمریکایی، «پلاگ اند پلی» است. شرکتی که به رغم نام انگلیسی اش، مدیران آن نام خانوادگی فارسی «عمیدی» را در شناسنامه خود دارند. سعید و رحیم، پسران عمید حضور، بنیان گذار کفش بلا در دهه 50 به آمریکا رفتند و با نام خانوادگی عمیدی، یکی از بزرگ ترین شتاب دهنده های دنیا را راه انداختند. آن ها در همان دره سیلیکونی حضور دارند که گوگل 400 میلیارد دلاری از آن برخاسته است، همان جایی که میلاد، نخبه 30 ساله ایرانی نیز می گوید قصد برگشت از آن را ندارد و استارت آپش را برای جامعه هدف ایرانی، در همان جا راه اندازی می کند.

دره سیلیکون ایران کجاست؟

در فضایی نزدیک به 30 متر، حدود 20 دختر و پسر جوان ایستاده اند و جمع های سه چهار نفره کوچکی تشکیل داده اند. همهمه آن ها در راهروهای دانشکده فنی دانشگاه تهران پیچیده و شور جمع شان، حکایت از  جمع هایی متفاوت از سایر دانشجوها دارد. آن ها هر هفته در شرکت های خصوصی و یا بعضی دانشکده های سراسری دور هم جمع می شوند و به قول خودشان، «استارت آپ ویکند» برگزار می کنند.

از دخترهای چادری، تا پسرهایی با تیپ های رسمی و اسپرت، در این جمع حضور دارند. یکی از پسرهای جوان می گوید: «این رویدادها هر هفته در یک محل برگزار می شود. هیچ کار خاصی هم جز حرف زدن با هم و به اشتراک گذاشتن ایده هایمان انجام نمی دهیم. اما با همین حرف زدن ها، اتفاق های مهمی می افتد و استارت آپ هایمان را اجرایی می کنیم.»

از دل همین قرار ملاقات های هفتگی که به «استارت آپ ویکند» معروفند، تیم های برتر رویداد «سیداستارز» بیرون آمده اند. رویداد جهان سیداستارز، هر سال برای معرفی برترین تیم های استارت آپی جهانی که در مراحل اولیه راه اندازی هستند، برگزار می شود. سیداستارز بیش از 800 استارت آپ را از 35 کشور به این رویداد دعوت کرده است که برنده های آن تا به حال توانسته اند بیش از 400 دلار سرمایه گذاری جمع کنند. «اسمارت پین»، «کورتادو» و «ناملیک» سه تیم برتر این رویداد در تهران بودند.

ادوین بابویان ،جوان ده هفتادی 22 ساله، اسمارت پین را که نرم افزاری برای مدیریت از راه دور یک گلخانه هوشمند است، راه اندازی کرده است. او می گوید: «من از بچگی دوست داشتم اسباب بازی های مختلف را با هم ترکیب کنم و چیزهای جدیدی بسازم، این میل به خلق کردن، هنوز هم در من هست. برنامه نویسی و اطلاعات گلخانه ها را با جست و جو در گوگل و یوتیوب به دست آوردم اگرچه در دانشگاه نرم افزار می خوانم، اما این شبکه ها از واحدهای دانشگاهی کاربردی تر بوده اند.»

محمد و علی شاه بندی، برادران دوقلویی که با استارت آپ کورتادو، به تربه دوم رسیده اند، می گویند: «ما خیلی کافی شاپ می رفتیم، دوستان کافه دار زیادی هم داشتیم. در کار آن ها دقیق شدیم، مشکلات شان را فهمیدیم و نرم افزاری برای مدیریت از راه دور کافی شاپ طراحی کردیم. کورتادو هم نام یک قهوه اسپانیایی است که کم تر کسی آن را می شناسد.» ایده ها به همین سادگی است، اما این جوان ها از کنار کافه گردی و وب گردی به سادگی نگذشته و در مسیر استیو جابز، وارد شده اند. استیو جابز زمانی از پارکینگ خانه اش یک رابط کاربری آسان برای استفاده افراد مسن از یارانه طراحی کرد و به شرکت 500 میلیارد دلاری اپل رسید.

دیجی کالا، کافه بازار، آپارات، زودفود و نت برگ، همه از نمونه های موفق ایرانی هستند که زمانی با ایده ساده ای شکل گرفتند و حال جزء برترین و پرسودترین کسب و کارهای اینترنتی ایران هستند. کسب و کارهای استارت آپی که سال هاست در دنیا راه اندازی شده، حالا نیز چند وقتی است که در ایران پا گرفته و با حرف و حدیث های فراوان به بحث های روز مطبوعات ایران رسیده است.

استارت آپ؛ جدیدترین راه میلیاردر شدن


سرآوا، هلدینگ بزرگی است که دیجی کالا یکی از زیرمجموعه های آن مسحوب می شود. بخش زیادی از حرف و حدیث ها، پشت سر همین هلدینگ است که صاحبان آن حاضر به مصاحبه نشدند. بخش دیگری نیز مربوط به شرکت هایی مثل راکت آلمان است که زودفود را راه اندازی کرده وعده ای با حضور آن مخالفند. اما همه این حرف ها، نشان از شکل گیری دره سیلیکونی در ایران دارد.

سیلیکونی که جوان های ایرانی حاضر در آن با لغو تحریم ها، شور دورهمی های آخر هفته شان نیز بیشتر شده است. احمد صادقیان، مدیرعامل «نت برگ» میگ گوید: «از حدود 5 سال پیش بحث استارت آپ ها در ایران مطرح شد، اما سرمایه گذاران داخلی ما اعتقادی به ورود به این حوزه نداشتند می گفتند چرا باید به چند جوان اعتماد کنیم؟ در ایران فکر می کنید باید حتما چیز قابل لمسی برای سرمایه گذاری وجود داشته باشد.

سرمایه گذاری روی یک ایده برایشان هنوز جا نیفتاده است. البته اخیرا بین سرمایه گذاران سنتی تر هم در حال جا افتادن است که دارایی لازم نیست حتما چیز قابل لمسی باشد. اما سرمایه گذاران خارجی می دانند این صنعت چقدر مهم است. با توجه به 80 میلیون نفر جمعیت ایران و کاربردی گسترده از اینترنت، موبایل و کارت های بانکی، سرمایه گذاران خارجی علاقمند هستند که به این حوزه ورود پیدا کنند.

بازار پول

سال گذشته وب سایت هفته نامه اکونومیست، برترین استارت آپ های جهانی را در 50 کشور دنیا از نظر ارزش دلاری بررسی کرد. گوگل با ارزش 410 میلیارد دلار در صدر جهان قرار داشت. در این رده بندی هم چنین مشخص شده که حداقل 30 کشور جهان، یک استارت آپ با ارزش یک میلیارد دلاری دارند. نام سه شرکت ایرانی نیز در آن فهرست قرار داشت.

150 میلیون دلار:  ارزش «دیجی کالا»؛ سعید و حمید، برادران محمدی این سایت را 10 سال پیش راه اندازی کردند. بعد از آن که دوربینی گران قیمت از بازار جمهوری ایران خریدند اما لنز آن تقلبی از آب درآمد، با قابل اعتماد نبودن خرید سنتی، به فکر راه اندازی نوع اینترنتی آن افتادند.

30 میلیون دلار: ارزش «آپارات»؛ فیلترینگ یوتیوب در ایران برای احمد شکوری مقدم، مدیرعامل سایت آپارات، سود میلیاردی به همراه داشت. این سایت با خدمات ویدئویی و مشابه با یوتیوب، رتبه 5 را از نظر تعداد بازدید و محبوبیت در بین کل سایت های ایرانی در اختیار دارد.

20 میلیون دلار: ارزش «کافه بازار»؛ این زنبیل اندرویدی که مشابه ایرانی «گوگل پلی» است، با ایده رضا محمدی، حسام میرآرمندهی، دانشجویان دانشگاه شریف شکل گرفت. آن ها بعدا «دیوار» را نیز برای خرید و فروش کالاهای دست دوم راه اندازی کردند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : چهارشنبه 13 آبان 1394
جملات

« جملاتی با موضوع خدا »

 

1-قلبی که صاف باشد لبخند خدا را همه جا میبیند

 

2- خدا  همیشه با ماست ، پس بخوانش با لبخند

 

3- تویی که همیشه با منی ، ای خدای من

 

4- همیشه سرم بالاست ، چون بالا سرم خداست

 

5- خدا آنقدر ها هم که نشان میدهد صبور نیست ، من خود دیده ام بی تابی اش را برای توبه ی بندگان

 

6- خدایا وقتی تو هوایم را داری هوا خوب میشود ، اصلا هوا هم به هوای تو خوب میشود

 

7- خاص ، فقط خداس

 

8- بیخیال دنیا .... خدا رو عشق است

 

9- هیچ لذتی ارزش قهر خدا را ندارد

 

 

           10- خدایا دوستت دارم.

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
عشق ، فقط خدا..

 






|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
شعر

 

تا خدا بنده نواز است ، به خلقش چه نیاز

 

 

میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
خدایی دارم....

خدایی دارم....

 

من خدایی دارم بزرگ...

 

خدایی مهربان....

 

 

خدایی با مرام....

 

خدایی ، خدای خوبی دارم....

 

اسمش الله است....

 

خیلی مهربونه ....

 

برخلاف ما آدما...

 

خیلی باوفاست....

 

چرا که اگه هزار بار ناشکری کنم بازم هوامو داره...

 

منو خدا دوستای همیشگی هستیم...

 

نه مثه خیلی از دوستی ها که اصلا  ارزش نداره...

خدایا دوستت دارم ...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
بهترین دوست

پیرمرد به من نگاه کرد و پرسید :چند تا دوست داری؟

گفتم چرا بگم ده یا بیست تا...

جواب دادم فقط چند تایی

پیرمرد آهسته و به سختی برخاست و در حالیکه سرش راتکان می داد گفت:

تو آدم خوشبختی هستی که این همه دوست داری ولی در مورد آنچه که می گویی خوب فکر کن

خیلی چیزها هست که تو نمی دونی

دوست، فقط اون کسی نیست که توبهش سلام می کنی

دوست دستی است که تو را از تاریکی و ناامیدی بیرون می کشد

درست وقتی دیگرانی که تو آنها را دوست می نامی سعی دارند تو را به درون ناامیدی و تاریکی بکشند 

دوست حقیقی کسی است که نمی تونه تو رو رها کنه

صدائی است که نام تو رو زنده نگه می داره حتی زمانی که دیگران تو را به فراموشی سپرده اند

اما بیشتر از همه دوست یک قلب است. یک دیوار محکم و قوی در ژرفای قلب انسان ها

 جایی که عمیق ترین عشق ها از آنجا می آید

پس به آنچه می گویم خوب فکر کن زیرا تمام حرفهایم حقیقت است

فرزندم یکبار دیگر جواب بده چند تا دوست داری؟

سپس مرا نگریست و درانتظار پاسخ من ایستاد 

با مهربانی گفتم: اگر خوش شانس باشم، فقط یکی و آن تو هستی

بهترین دوست کسی است که : شانه هایش رابه تو می سپارد و وقتی که تنها هستی تو را همراهی می کند و در غمها تو را دلگرم می کند .کسی که اعتمادی راکه به دنبالش هستی به تو می بخشد .وقتی مشکلی داری آن راحل می کند و هنگامی که احتیاج به صحبت کردن داری به توگوش می سپارد و بهترین دوستان عشقی دارند که نمی توان توصیف کرد، غیرقابل تصوراست

چقدر خداوند بزرگ است

درست زمانی که انتظار دریافت چیزی را از او نداری بهترینش را به تو ارزانی می دارد...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394
خدا...

عکس و متن درباره خدا


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : hekmat1390
تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید