حاج اسماعیل فرزند چهارم و حافظ نصف قرآن ، نهج البلاغه و دو جلد از اصول کافی بود.
شعور سیاسی و معنوی بالایی داشت و مدال شاگردی شهید بهشتی را به سینه داشت.
سعه صدر و متانت بالای او بود که اونو از سایر برادرانش متمایز می کرد.
یکی از بچه محل ها به شهید بهشتی توهین کرده بود و گرایش به سازمان مجاهدین داشت.
با چندتا از بروبچه ها تصمیم گرفتیم که اونارو بزنیم و از محل بیرونشون کنیم.
حاج اسماعیل وقتی قضیه رو فهمید جلوی ما رو گرفت و گفت:
شما حق ندارید کسی رو بزنید.اگه حرف دارید برید بزنید و با منطق باهاشون برخورد کنید.
خودش رفت و باهاشون حرف زد و اونها هم از کرده ی خود پشیمون شدن.
خاطرات شهید اسماعیل افراسیابی
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0